اخته ذغال یا ذغال اخته

ذغال اخته میوه ایست، ترش و شیرین و گس، مقوی با اثر قابض که خوردن آن در رفع اسهال و ورم روده موثر است!

قالب فکری

       فکرهای قالبی!

قالب زندگی

        زندگی قالبی!

قالب دینی

       دین قالبی!

قالب آموزشی

      آموزش قالبی!

    ...

قالب هایی که دور زندگی کشیده ایم

زندگی قالبی ای که ساخته ایم!

... مخهای قالبی ... فالبهای کج و کوله... قالب های فرسوده... قالبهای زنگ زده...

...قوت قالب... قالب قوطی ... قوطی قالبی ...

قالبهای قلابی!

قلابهای قالبی!

قل قل قل قل قل قل ...!


نویسنده : شهریار کوچولو ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳٩٠/٤/٢۸


اگر در خواب ببیند که نیم شب سینه اش به تیغ بران بدرند یا به چماق سرش بشکافند ، به فنونستان( دانشگاه) همی در افتد و به کوی همی خسبد.

اگر در خواب ببیند که گزمگان بین الممالک ( اینترپل) او را از پس همی افتند (تعقیب کند) و در یافتن اش سوراخ فلک و شکاف زمین را همی گردند ، بسیار نیک باشد چرا که به زودی دولت وزارت او را همی افتد و مقامی بالا او را در همی سپارند.

اگر در خواب بیند که او را به تیری غیبی شگار ( شکار) نمایند ، همان به که از آن خواب نخیزد که در خیابانش به تیری جدی زنند و و خونش ریزند و نشان گذارده اش ( نامزدش) به حبس همی برند که به قتل وی به عمد و از سر خویش شکری (خود شیرینی)  شهادت همی دهاد (شهادت دهد)

اگر در خواب دیدی که هیچ نبینی جز در و دیواری در تاریکی مطلق و صدایی نشنوی مگر مکرر الاصواتی ( صداهای تکراری) مخل اعصاب ، بدان که به زودی به قتل هابیل و بردن آب با سوماخ پالان (آب کش) به ماه و هر چه ندید و هر چه نشنید اسفراق (اعتراف) خواهی نماد.

 


نویسنده : شهریار کوچولو ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸۸/٦/۱٥
تگ های این مطلب:تعبیر خواب



البته اینکه نوشتن در این وبلاگ را با اعتراض فرهنگی یا فرهنگ اعتراضی آغار کرده ام دلیل این نیست که بنده اصولا معترض فرهنگی باشم یا فرهنگ اعتراض داشته باشم!

در کتابهایی که من هنوز وقت نکرده ام بخوانم یا انگیزه ای برای خواندنشان نداشته ام یا اصلا کتابی نبوده است که بخوانم ( صبر کنید اعتراض وارد نیست آن هم اعتراض فرهنگی!! مگر شما فرهنگ اعتراض ندارید!!) کی گفت که به آن کتاب معلوم الحال اجازه ی چاپ نداده اند ؟!! من ؟!! مگر ما اصلا اجازه چاپ کتابی را تا به حال خدایی ناکرده رد کرده ایم؟!! نفرمایید! من به شما علاقه دارم ... ما به تمام کتابها اجازه چاپ می دهیم و انتشار کتاب را تا 300 در صد افزایش داده ایم . من خودم با هزار نویسنده بحث و بررسی کرده ام و کارگروههایی در این زمینه ایجاد شده و ما 5000 نفر ساعت تلاش مضاعف کرده ایم و مضاعف یعنی ضرب در 2 که می شود 17321 نفر کارگروه ساعت! آن هم نه از این ساعت های قلابی که دانشگاه آزادی های بی صواد طراحی می کنند! اساتید بر جسته ی ما همه در دانشگاه های معتبر آکسفور شهر لندن خارج و حتی بیشتر درس خوانده اند چه برسد به خودشان! ما این ساعت ها را با بهترین ساعتهای ایتالیایی و انگلیسی مثل سوویس مید Swees made و omega و swach  در کارگروههای تخصصی بررسی کرده ایم.

در تمام موارد مطرح شده بنده نگاه کرده ام و دیده ام که فرهنگ اعتراض اصولا یعنی ما بدانیم چطور اعتراض کنیم. بنده مثال از اعضای بدن می زنم ! فرض کنید بدن شما یک دستگاه تنفسی دارد. اگر شما یک گاز بد بو بو بکشید البته من اصلا منظورم گاز اشک آور نبود خدایی نکرده ما که از حرفا نداریم! اما حالا فرض کنیم گاز اشک آور وارد ریه های شما شده و شما با تمام وجود دارید به روتان گلاب روده هایتان را بالا می آورید! در این صورت ریه ها و دستگاه تنفس شما که تا حدودی فرهنگ اعتراض سرشان می شود واکنش نشان داده و شما کم کم به حالت خفگی می افتید و شروع می کنید به سرفه کردن و آرام آرم اشک می ریزید! این می شود فرهنگ اعتراض ! یعنی وقتی که از روی فشار و استیصال دارید خفه می شوید ، به قول امروزیها در خفقان هستید! آرام آرم سرفه کنید و در دلتان گریه کنید! نه اینکه بلند بلند هوار بزنید و خدایی نا کرده گریه های آرام که صواب هم دارد! تبدیل به فریاد شود که از مسکر نوشیدن و ز... هم بدتر است!

ویا بدتر از آن خدایی ناکرده صورتتان را با ماسک های رنگین که تماما انتشار فرهنگ غرب است و تمامش شبیخون فرهنگی ست و از شلوار لی هم بدتر است بپوشانید از همه اینها قبیحتر که دستتان را هم مشت کرده یا دو انگشت اشاره و سبابه را باز کنید که از آن نشان دادن تک انگشتی خارجی های بی ادب هم بد تر است!

کسانی که این کار ها را می کنند یک مشت " خ س- و -خ ا ش ا ک " بیشتر نیستند که شبها می روند لندن و در نوفلوشاتو و ماساچوست و شانزه هیفده لیزه ، استقفر الله پیتزا یا زبانم لال جانی واکر می خورند و تا صبح خربزه به دهان می کنند! تا بو ها برود و با الاغ و شاید هم با کشتی به خیابانهای ما بر می گردند و اعتراض های بی فرهنگ مآبانه می کنند و شب هم همه ی آب هایی که ما با این بد بختی پشت سد های کرج و لار و لتیان جمع کرده ایم تا بدهیم مردم تا بالای نفت که حالا به حمد الله سر سفره هاست بخورند! کاسه کاسه جمع می کنند و می برند انگلستان و می ریزند به آسیاب دشمن! آنوقت شبکه های بی فرهنگ بی گانه که خودشان اصلا فرهنگ و شعور اعتراض ندارند و اعتراض فر هنگی هم سرشان نمی شود ، از این به روتان گلاب "اختشاشات" که اسمش هم آدم را یاد نجاست می اندازد! راه می اندازند و فکر می کنند که ما اینجا هویجیم و همینجور بر و بر می نشینیم تا هر عمل خلاف شریعتی که خواستند از خودشان در بیاورند! خیال کردند ما هم مثل آن کشور قازقوزستان بود مالاگاپا بود چی بود چند سال پیش یه شافتولی پیدا شد با صدهزار تومان تمام دارو های نظافت کشور را خرید و بعدا اعلام استقلال کرد! خیال کرده اند ما هم مثل آنها از خودمان کمنیستیم یا اعتماد به نفسمان آبدوغیست " احمقها "

من از پشت همین تریبو اعلام می کنم با هرگونه اعتراضات غیر فرهنگی که ناشی از نداشتن فرهنگ اعتراض باشد چه در داخل وچه در خارج که البته من با آن خارجی های نون به نرخ روز خور مخالفم ! مخالفیم! و مردم  و امت و ملت غیور همیشه در صحنه هم مخالف هستند و هر که مخالف نیست از سفره بیگانگان بی ناموس ! آب می خورد و من چون از خودم خیلی کارشناس ارشد هستم و همه ی اینها را بررسی کردم تا جایی که قرار بود مرا در مستراح بغداد از راه فاضلاب بدزدند ، به شما می گویم که اگر کسی از این به بعد فرحنگ بی اعتراضی یا اعتراضی فرهنگی یا فرهنگ یا اعتراض یا هرکدام از اینها یا چیز های دیگر کند من هم می کنم، اعتراض می کنم و با فرهنگ و اعتراض ضد صحیونیستی و محو و نیستی خودم هرچی خار و خس و گرد و خاک و خاشاک دم دستم بیاورم البته از راه قانون و بر اساس صلاح و اقتذا { بینندگان ازیز به گیرنده های خود دست نزنید! قلت های املایی همه از ایستگاه است! } تو حلق همشون می کنم شما هم بکنید البته اگر اعتراضی داشتید از راه قانونی باید باشد قوه غذا برای همین روز ها در فریزر نگهداری شده به صورت بسته بندی ، یخ زده آماده تبخ! طبخ بدون خطر و بدون نیاز به مایکرو فر!

بنده دیگر ارازلی یعنی ارایضی ندارم شما هم به یاد داشته باشید که مردم پشت شما هستند و صحنه را ترک نکنید . تا همه با هم مشت محکمی به دهان جهان خواران از خدا می خبر بزنیم .

وسلام.

 


نویسنده : پرشین بلاگ ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ تاریخ ۱۳۸۸/٤/۱٤